|
من و تو
|
||
|
شعر |
... جایی برای پنهان کردن دردهایم؟!
نه .... ! دنیا بی رحم تر از تمام ادم هایی است که بوی گندشان خفه ام می کند!
و من یاد گرفته ام رنج هایم را با کسی قسمت نکنم
و خنده ام را برای همیشه روی صورتم قاب بگیرم
و طوطی وار برای همه ارزوی نیک بختی کنم
و کلاهم را دودستی بچسبم که لااقل باد به بازی ام نگیرد
و در برابر تمام ناحقی ها سکوت کنم تا همه فکر کنند که چقدر با گذشتم
ولی تو که غریبه نیستی
پل صراط دستگیره ندارد!!!!
گلویم درد میکند
و من بغضم را با یک لیوان پر از اب قورت میدهم
و فکر می کنم
سهم ما از تمام زیبایی های این دنیا
فقط
یک مستطیل است.........!
|
|