|
من و تو
|
||
|
شعر |
ببین خشکسالی چه کرده در این شهر گندیده
:
چروک لبان ابن عطش زدگان
صله ی خاک
پلک های تب دار ماه
و چشمهای من که جبران کم کاری اسمان را می کند
دروازه های معراج من !
هنوز تا عرش فاصله هست
فاصله ـ این پنج حرفه ی جلاد ـ
و من هنوز برای داشتنت
بغض می خورم
گریه میکنم
و اشکهایم را به تاراج می برند این تشنگان نا سیراب
و تنم را زخم اذین می کنند
و من تقاص اسمان را پس می دهم
هنوز تا عرش فاصله هست ......................................
|
|