تبليغاتX
من و تو
 
من و تو
 
 
شعر
 
فکر می کنی دنیا به این بزرگی جایی برای غصه های من داشته باشد؟

... جایی برای پنهان کردن دردهایم؟!

نه .... ! دنیا بی رحم تر از تمام ادم هایی است که بوی گندشان خفه ام می کند!

و من یاد گرفته ام رنج هایم را با کسی قسمت نکنم

و خنده ام را برای همیشه روی صورتم قاب بگیرم

و طوطی وار برای همه ارزوی نیک بختی کنم

و کلاهم را دودستی بچسبم که لااقل باد به بازی ام نگیرد

و در برابر تمام ناحقی ها سکوت کنم تا همه فکر کنند که چقدر با گذشتم

ولی تو که غریبه نیستی

                                پل صراط دستگیره ندارد!!!!

گلویم درد میکند

و من بغضم را با یک لیوان پر از اب قورت میدهم

و فکر می کنم

      سهم ما از تمام زیبایی های این دنیا

                       فقط

یک مستطیل است.........!

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 18:49  توسط معصومه حبیبی  | 
 
  بالا