تبليغاتX
من و تو
 
من و تو
 
 
شعر
 
روزه ی شعر گرفته ام سکوت شیرینی که بی پایان است

و هرگز کسی نمی فهمد که من از کدام شهد مستم و همچنان پا برجا

لبانم را با چنان مهارتی به خنده باز می کنم که هرگز کسی نمی فهمد که این مردمک درون چشم های همیشه شادم لرزانند

 .... و تو!

و تو سرچشمه ی مهری !!!!!!!!

 |+| نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:58  توسط معصومه حبیبی  | 
 
  بالا